آقای فرخ سهیل گوئندی نویسنده و تجزیه نگار پاکستانی:
در ۲۸ فوریه، حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران نهتنها خاورمیانه، بلکه مناطق اطراف آن را نیز تحت تأثیر قرار داد. زمانی که آمریکا و اسرائیل جنگ را آغاز کردند، از سخنان ترامپ و نتانیاهو چنین ادعا میشد که طی سه تا چهار روز با بههمریختن رهبری عالی ایران، نظام حکومتی ایران سقوط خواهد کرد و همزمان با آن، رهبری سطح دوم ایران نیز در برابر آمریکا و اسرائیل تسلیم خواهد شد و در نتیجه با پذیرش تمام شروط مهاجمان خارجی، تصمیمگیریهای ایران عملاً به دست آمریکا و تمامی متحدانش خواهد افتاد. اما چنین چیزی اصلاً رخ نداد. دلیل آن، مقاومت دفاعی گسترده ایران و نیز حملات موشکی ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه بود؛ پایگاههایی که در هفت کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس قرار دارند و همچنین پاسخهای متقابل در داخل اسرائیل، این طرح را کاملاً درهم شکست.
پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه که برای دفاع از کشورهای خلیج فارس ایجاد شده بودند، نهتنها در دفاع از این کشورها ناکام ماندند، بلکه خود به تهدیدی برای همان کشورها تبدیل شدند. استفاده ایران از پهپادها و موشکها از طریق سیستمهای ارتباطی پیشرفته ممکن شد که بر اساس آن ایران اهداف از پیش تعیینشده را هدف قرار داد. در این زمینه، آمریکا روسیه را متهم کرد که به ایران خدمات ماهوارهای ارائه می دهد.
بر اساس دیدگاه کارشناسان برجسته سیاست استراتژیک، ایران دفاع و مقاومت خود را بر پایه فناوری جنگی قرن بیستویکم انجام داد، در حالی که پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس در عمل به تجهیزات جنگی قرن بیستم تبدیل شدند. توان دفاعی ایران که به چین و روسیه وابسته است، نهتنها توانست ماشین جنگی آمریکا را در منطقه بیاثر کند، بلکه برتری فناوری نظامی چین را در جهان نیز نشان داد.دقیقاً مانند جنگ سال گذشته پاکستان و هند، که در آن پاکستان با تکیه بر فناوری نظامی پیشرفته، جاهطلبی تهاجمی هند را به یک کابوس تبدیل کرد؛ آن جنگ نخستین نمایش جهانی فناوری نظامی چین بود. در این جنگ، آمریکا تاکنون بیشتر زیرساختهای غیرنظامی ایران را هدف قرار داده است؛ از جمله بیمارستانها، دانشگاهها نیروگاهها، پالایشگاههای نفت، پلها و دیگر خدمات شهری و آبرسانی را تخریب کرده است.
این جنگ تحولات مهم منطقهای را بهوجود آورده است که در آن نقش پاکستان به عنوان یک «صلحساز» و کشور قابل اعتماد در سیاست جهانی برجسته شده است؛ به گونهای که ایران، آمریکا، روسیه، عربستان، ترکیه، چین و دیگر کشورها در حال پذیرش و اعتماد به نقش پاکستان در توافق آتشبس و صلح هستند. پاکستان در قالب دیپلماسی پشتپرده نقش بسیار فعالی ایفا کرده است و به همین دلیل اکنون تلاش های دیپلماتیک پاکستان و چین برای یک توافق صلح پنجبندی در اوج قرار دارد.نتایج این جنگ شامل تغییرات زیر خواهد بود: پایان نظام تکقطبی آمریکا و ظهور نظام چندقطبی که در آن چین و روسیه در کنار آمریکا بهعنوان قدرتهای جهانی شناخته خواهند شد. شکاف بیشتری در اتحاد شورای همکاری خلیج فارس ایجاد خواهد شد؛ بهگونهای که امارات متحده عربی بیشتر به آمریکا و اسرائیل نزدیک میشود، در حالی که عربستان به سمت سیاست خارجی و دفاعی مستقلتر حرکت کرده و در حوزه دفاعی و اقتصادی به چین و اروپا نزدیکتر خواهد شد. سلطنت عمان به یک مرکز تجاری مهمتر تبدیل خواهد شد و در توازن سیاسی منطقه نیز نقش بیشتری خواهد گرفت. در حالی که قطر هماکنون اعلام کرده است که پایگاههای نظامی آمریکا از خاک این کشور حذف خواهند شد.
اسرائیل در نتیجه این جنگ تقویت خواهد شد و ممکن است مرزهای خود را تا بلندیهای جولان، سوریه و لبنان گسترش دهد. هماکنون نیز بر حدود ۲۰ درصد از خاک لبنان تسلط دارد و در حال اجرای الگوی تخریب جنوب لبنان مشابه غزه است. در ناتو شکاف ایجاد خواهد شد و فاصله در اتحاد ترانسآتلانتیک افزایش خواهد یافت. چین در ۸ تا ۹ سال آینده مسیر تبدیل شدن به بزرگترین اقتصاد جهان را با سرعت بیشتری طی خواهد کرد. هند در سیاست جهانی به شکل غیرقابلباوری دچار انزوا خواهد شد. در تجارت جهانی، ارز چین در برابر دلار آمریکا تقویت خواهد شد و بریکس (BRICS) که عملاً تحت رهبری چین است، قدرت بیشتری پیدا خواهد کرد.کشورهای عضو بریکس شامل چین، روسیه، برزیل، هند و آفریقای جنوبی هستند و این مجموعه ۴۰ درصد جمعیت جهان و ۳۹ درصد تولید ناخالص داخلی جهانی را در اختیار دارد؛ بنابراین این اتحاد به چالشی جدی برای نظام سرمایهداری غرب تبدیل خواهد شد. سیاستگذاران آمریکا پس از این جنگ ناچار خواهند شد نظام نظامی قرن بیستم خود را در برابر چین بازنگری کنند، اما برای این کار منابع و زمان کافی در اختیار ندارند و در همین حال چین به برتری نظامی جهانی نیز دست خواهد یافت. با این حال، یک نکته قطعی است: آمریکا ناچار خواهد شد حضور نظامی خود را در ۸۰ کشور جهان که شامل ۷۵۰ پایگاه نظامی و ۱۷۳ هزار نیروی نظامی است کاهش دهد.پاکستان پس از این جنگ در موقعیتی قابلتوجه برای بهرهبرداری از تضادهای سیاست منطقهای و جهانی قرار دارد و اگر بتواند توازن در روابط خارجی خود را حفظ کرده و بیشتر به چین نزدیک شود، نهتنها به یک کشور قدرتمند تبدیل خواهد شد، بلکه میتواند مسیر توسعه فناوری و اقتصاد را آغاز کند و وابستگی خود به آمریکا را کاهش دهد.
لینک: https://jang.com.pk/news/1572573
نظر شما